تأثيرات زيست محيطي آلومینیوم
ارسال شده توسط hekmat در شنبه, 2010-02-27 17:09.
آلومينيوم در هوا به ذرات ديگر مي چسبد و در آب درياچه ها و رودخانه ها با توجه به کيفيت آب حل مي شود و حتي در برخي ازگياهان نيز به مقدار زياد حل مي شود.
بارانهاي اسيدي باعث جمع آوري آلومينيوم از خاکها و سنگها مي شود. تبديل آلومينا به فلز آلومينيوم، ذرات ريز گازي را منتشر مي کند که اين ذرات ريز شامل غبار آلومين، غبار کربن و ترکيبات فلوريد است و ترکيب کربن با فلورين باعث تشکيل فلويورکربن مي شود که از جمله قوي ترين گازهاي گلخانه اي است. همچنين غلظت بالاي آلومينيوم در آب باعث مرگ و مير ماهيان مي شود.
منابع آلودگي :
•گرد و غبار حاوي ترکيبات آلومينيوم از سايتهاي باطله، کارخانه هاي توليدي و مکانهايي كه بطور طبيعي داراي غلظت بالاي آلومينيوم مي باشند.
•آبهاي حاوي غلظت بالاي آلومينيوم (از سايتهاي باطله، کارخانه هاي توليدي و...)
بيماري هاي ناشي از قرار گيري در معرض آلومينيوم :
•بيماري آلزايمر (Alzheimer) در نتيجه تمركزهاي بالاي آلومينيوم در آب آشاميدني و خون نسبت داده شده است. با اين حال، نقش عنصر آلومينيوم در بيماري آلزايمر هنوز مورد بحث است.
•سازمان بهداشت جهاني، ميزان مجاز آلومينيوم در آب هاي آشاميدني را در حدود 2/0 ميلي گرم در ليتر توصيه كرده است.
• آسم
• اگزاما
علايم ناشي از آلودگي به عنصر :
•جوش، خارش، آماس و التهاب پوستي و التهاب موضعي در استخوان.
•سرفه و بي نظمي هاي گوارشي.
•ناتوانايي در جذب مواد مغذي در غذايي كه در ظروف Al پخته مي شود.
•بالا آوردن (استفراغ) و علايم ديگر مسموميت ناشي از خوردن ضد اسيدها.
آزمايشات ادرار، خون، مدفوع، مو و ناخن براي اندازه گيري آلومينيوم در بدن بکار مي رود.
سه محيط اصلي آلودگي آلومينيوم وجود دارد که موجب نگراني دست اندرکاران مسايل زيست محيطي شده است : انتشار به هوا، تخليه پساب و مواد زايد جامد.
تا زماني كه درصد سيليس به كمتر از 1/0% نرسد، جزء مواد سرطانزا محسوب شده و قوانين OSHA برآن حاكم است. با اينكه بعضي آزمايشات بر روي جانوران نشان ميدهد، آلومينا ميتواند باعث آسيبهاي ريوي شود.
آژانس بينالمللي سلامت جهاني سيليس متبلور را به عنوان مادة سرطانزا معرفي كرده است. براي مثال مواد شيميايي و معدني كه 0.1% يا بيشتر سيليس متبلور داشته باشند، براساس استاندارد مؤسسة سلامت و بهداشت جمعيت براي مقابله با خطرات ناشي از ارتباط با محيط آلوده (Occupational Safety & Health Administration s`Hazard Communication Standard) در آمريكا تحت نظارت قانون قرار گرفتهاند، به طوريكه به صورت قانون كار، آموزش كارگران و برچسب زدن بر چنين محصولاتي مطابق روشهاي اعلام شده براي مواد سرطانزا (Material Safety Data Sheet, MSDS) ميبايست انجام گيرد.
بنابراين تا زماني كه طي فرآوري، درصد سيليس متبلور در بوكسيت كمتر از 1% شود، بوكسيت تحت قانون فوق قرار ميگيرد.
در سالهاي اوليه صنعت آلومينيوم با تلاش هاي بيشتري بر روي کنترل انتشار فلوريد از سلول ها متمرکز شد. هم اکنون، تکنولوژي کنترل فلوريد، در اين مسيله مدنظر قرار مي گيرد. ديگر مواد منتشره مهم به هوا از فرايند توليد آند در سالهاي اخير کنترل شده اند يا از طريق قانون (MACT ) يا( تکنولوژي بيشترين کنترل ممکن ) کنترل خواهند شد.
معمولاً پساب فاضلاب مشکل عمده اي نيست مگر در پروژه هايي که براي زدايش مواد به هوا، از سلول ها و کوره هاي ذوب آنود در فرآيند هاي مرطوب يا تر استفاده مي شود.
مقادير زيادي از پوشش کاتدي ظروف آلومينيومي مصرف شده و مستهلک را بايد بدور انداخت. در طول تاريخ، اين پوشش هاي مستهلک که به علت مقادير فلويور آنها نگران کننده بودند يا انبار مي شدند و يا به صورت زباله در چاله ها دفن مي شدند و با روش هايي مانند سوزاندن بازيافت مي شدند.
مواد منتشره به هوا
انتشار ماده به اتمسفر توسط يک سلول آلومينيومي شامل فلوريد گازي (عمدتاً HF) و جامد،آلومينا،غبار کربن و دي اکسيد کربن است. مقادير معمول براي کل فلوريد هاي توليد شده توسط سلول که به توليد آلومينيوم مربوط است، از 20 تا 30 کيلوگرم در تن تغيير مي کند و تقريباً به همان ميزان آلومينا و غبار توليد مي شود.
بر طبق ميزان گوگرد مورد استفاده براي تهيه آند ها با دي اکسيد گوگرد نيز فرق مي کند اما انتشار مونوکسيد کربن معمولاً کمتر از 106 × 30 قسمت در يک واحد حجم است.
کنترل مواد منتشره سلول
براي کنترل انتشار سلول، هر سلول مجهز به يک هود دقيقاً هم اندازه سلول است تا گازهاي ايجاد شده را جمع کند که پس از آن در جهت کنترل آلودگي هدايت مي شوند.
پس از رقيق شدن هوا، دماي گاز سلول بين 85 تا 125 درجه سانتيگراد تغيير مي کند که به دماي محيط بستگي دارد. هر دو سيستم خشک و تر براي گاز سلول به کار مي روند که پس از آن برج هاي افشانگر براي زدايش گاز فلوريد هيدروژن و برخي دي اکسيد هاي گوگرد قرار مي گيرد.
زدايش گرهاي مرطوب نيز کاملاً براي گردآوري فلوريد هاي گازي و جامد کارآيي دارند. برخي دي اکسيدهاي گوگرد نيز ممکن است با روش نشت تر يا مرطوب گرفته شوند. از سيستم هاي تر براي کنترل مواد منتشره سلول استفاده مي کنند. زدايش گر خشک از يک بستر نمناک براي زدايش استفاده مي کند يا اينکه بطور مستقيم آلومينايي با عيار فلزي يا در حد فلز را در جريان گازي تزريق يا پخش مي کند تا در اثر جذب،گاز فلوريد هيدروژن زدوده شود.
هر چه سطح ويژه آلومينا بزرگتر باشد، ظرفيت جذبي آن براي فلوريد هيدروژن نيز بيشتر است. معمولاً آلومينيوم بوسيله فيلتر فابريک از جريان گاز زدوده مي شود که انواع ديگر ذرات جامد موجود را نيز مي زدايد. کارآيي زدايشگر خشک هم براي فلوريد گازي و هم مواد جامد از 98 % بيشتر است.
زدايش گرهاي خشک را دست آورد تکنولوژي کنترل پيشرفته بشمار مي آورند. فلوريد الومينيومي که به سلول ها بازيافت مي شود بيانگر مقادير باز يافت مواد به ميزان چشمگير است.
انتشار از آماده سازي آنودها
در آماده سازي آنودها، غبار کک و بخار قير در ميکسرها و تجهيزات تشکيل دهنده آنودها توليد مي شوند. براي محافظت از کارگران، اين مواد منتشر شده را جمع آوري و از محيط خارج مي کنند. طبق قوانين جاري آمريکا،اين مواد منتشره را بايد با استفاده از کيسه ها و زايشگر هاي کک تزريق شده از محيط زدود. کک و مواد فرار قير بازيافت شده، وارد مخلوط آنودي مي شوند. بخار قير، غبار کک و فلوريدها از مهمترين آلوده کننده هاي موجود در گازهاي زايد کوره هاي پخت آنودي هستند. در بيشتر کشورها،محدوديت هايي براي فلوريدهاي آلومينيوم ( 05/0 کيلوگرم در تن آلومينيوم ) و ذرات جامد يا غبار هاي منتشر شونده اعمال شده است يا بجاي محدوديت هاي اعمالي برذرات، حد کدري يا تيرگي رنگ اعمال شده است. سيستم هاي کنترل براي انتشار کوره پخت مشابه همان سيستم ها براي سلول است که در آن هر دو سيستم تر و خشک مورد استفاده قرار مي گيرند. زاج مايع شده بصورت لايه و سيستم هاي تزريق آلومينا براي کنترل هيدروکربن ها و فلوريد هاي گازي اکثر کوره هاي جديد بکار مي روند. يک تفاوت عمده در اين است که به منظور متراکم کردن هيدروکربن بايد گاز کوره پخت را چنان سرد کرد تا بتوان با غبار هاي کيسه فيلتر ها يا صافي هاي کيسه اي شکل آنها را از محيط خارج کرد.
تخليه فاضلاب سيستم هاي جمع آوري بخار
در سالهاي اخير با پيشرفت در سيستم هاي خشک براي کنترل انتشار و توليد فاضلاب افت شديدي داشته است. برخي از کارهاي قديمي هنوز داراي تجهيزات جمع آوري و زدايش به روش تر هستند که موجب آلودگي آب رودخانه با اسيد فلوريد و مواد آلي مي شود.
روش سنتي مبتني بر افزودن آهک و باقي گذاشتن آن به مدت طولاني (12 ساعت تا چند روز) است تا با اين روش خنثي سازي و زدايش نشت ها و رسوبات فلوريد کلسيم و بخش مهمي از ترکيبات آلي محلول آن انجام شود. از جمله اين مواد آلي مي توان به بنزاانتراسن، بنزوفلورانتن، بنزواپيرن، کريزن و فنانترن اشاره کرد. حداقل 98 % اين مواد را مي توان با روش بيولوژيکي در يک کولاب چند شرايطه زدود که در آن از باکتري هاي هوازي و بي هوازي کمک گرفته مي شود.
تجزيه بخشي مواد آلي در لايه زيرين بي هوازي انجام مي شود،حال آنکه باکتري هاي هوازي که در بخش هاي بالايي زيست مي کنند، فرايند تجزيه را کامل مي کنند. ديگر مکانيسم هاي زدايش مواد آلي در کولاب هاي چند شرايطه عبارتند از: زدايش مواد بخش رويي کولاب، جذب سطحي و رسوبگذاري.
در برخي از کارخانجات، زدايش فلوريد را بجاي آهک با زاج و هيدروکسيد سديم انجام مي دهند. اين روش لجن فلوريدي توليد مي کند که پس از خشک کردن مي توان آن را به عنوان جايگزين کريوليت در سلول آلومينيوم بکار برد. آب شستشوي ظروف پس از ايجاد خراش و يا نقص در پوشش کاتدي در بيشتر ظروف و فلزات موجود در شير حمام استفاده مي شود.
عمل دفن ظروف را مي توان با روش خشک و يا تر انجام داد. در عمل دفن تر، از آب استفاده مي کنند تا به روش حرارتي ايجاد شوک کنند و موجب شکستگي درفلز و مواد پوشاننده اي شود که در ظرف باقي مي مانند. بهترين روش براي رهايي از آب شستشوي ظروف، کمينه سازي مقدار فاضلاب توليد شده از طريق اعمال مديريتي بر مواد در طي عمليات خيساندن است. آب اضافي را در يک حوضچه جمع مي کنند و براي ظروف بعدي که براي پوشش دهي مجدد آورده مي شود، استفاده مي کنند. اين آب تحت هيچ شرايطي به رودخانه تخليه نمي شود چون ممکن است داراي سيانيد (mg/l 200-10) و فلوريد (mg/l600 -100 ) باشد. روان آب کارخانه هر چند که ذوب آلومينيوم يک فرآيندخشک است وليکن براي برخي از قسمتها مانند خدمات و نگهداري بويلريا ديگ جوش، تجهيزات خنک کننده متعدد و شستشوي محيط به آب نياز داريم. يکي از منابع مهم فاضلاب در پروژه ذوب، رواناب باران است. اين نوع رواناب هرچند به دفعات کم هم باشند،
رواناب آلوده در صورت عدم رعايت در پاکيزه نگه داشتن محيط کار از ماده آلاينده، غبار و عدم محافظت از پوشش ظروف مستهلک به آلودگي چشمگيري منجر مي شود. براي کمينه سازي تأثيرات محيطي باران و ديگر رواناب ها،بسياري از کارخانه هاي آلوميينوم، فاضلاب خود را به رواناب باران هدايت مي کنند و پيش از تخليه و خارج شدن از محوطه، در حوضچه هاي تعديل،نگهداري مي مانند. هدف از اين حوضچه ها زدايش ذرات معلق و شناور (روغن و چربي ) است و در ضمن تعديل غلظت فلوريد نيز در همين جا صورت مي گيرد.
مواد زايد جامد
پوشش دهي ظروف الومينيوم مورد استفاده به علت تخريب يا نقص فيزيکي و نفوذ و انتشار از آن کاهش مي يابد و يا به علت کار آيي پايين يا کيفيت پايين فلز نياز به تعويض دارد. اين پوشش دهي، از زمان خارج شدن از ظروف بعنوان پوشش ظروف مستهلک شده يا SPL ناميده مي شود. SPL حجيم ترين ماده زايد جامد توليد شده با کوره هاي آلومينيوم است و تقريباً معادل2 تا 4 درصد وزني آلومينيوم توليد شده توسط کارخانه است. SPL بيشتر از کربن، فلوريد آلومينيوم و سديم و ترکيبات گوناگون آلومينيوم، سديم، فلوريد و کمتر از 1% سيانيد است. ظرفيت گرمايي SPL بين 5000 تا 8000 BTU در پوند تغيير مي کند.SPL که ظاهري خاکستري تا سياه دارد، بسيارسخت است و توزيع اندازه آن گسترده است: از قطعات درشت تا پودر خيلي ريز دانه تغيير مي کند و اغلب بوي نشادر مي دهد.
آژانس حفاظت محيط زيست ايالات متحده، SPL را در فهرست زباله هاي خطرناک ذکر کرده که بعلت وجود سيانيد در آن است. در اوايل 1997، مقررات ايالات متحده اعمال تغييرات و به سازي SPL را پيش از دفن و دور انداختن لازم الاجرا مي داند. کشورهاي ديگر جهان قوانيني براي SPL دارند و يا اينکه در حال تدوين چنين قوانيني براي SPL هستند. SPL پس از خروج از ظرف بطور موقت در مخزن ها يا انبار درون ساختمانها نگهداري شده، بگونه اي که از دسترس باران و معرض باد به دور باشد. روش اعمال تغييرات پيش از دفن به اين صورت است که با استفاده از تکنولوژي دمايي سيانيد نابود شده و به وسيله تثبيت شيميايي حلاليت فلوريدها را کم مي کنند.
در بازيافت SPL معمولاً به مقادير گرمايي فلوريد آن توجه مي شود. SPL براي ساخت و توليدسيمان، پشم کاني،آجر، مواد آسفالت و کمک ذوب در مايع فولاد به کار مي رود. با هدف کمينه سازي توليد SPL و پيشرفت در نحوه و روش هاي باز يافت که اقتصادي، از نظر فناوري جالب توجه و محافظ محيط زيست و سلامت باشد، تحقيقات و پژوهش ها در حال ادامه و پيشرفت است.
حدود نظارتي در سر تا سر جهان، بطور خلاصه در نشريات انستيتو بين المللي آلومينيوم اوليه موجود است. در آمريکا، مواد منتشره کوره پخت کربن جديد تا 20% تيرگي يا کدري رنگ محدود شده و کل فلوريد توليد شده بصورت تابعي از آلومينيوم توليد شده برابر با 05/0 کيلوگرم در تن است.
محدوديت جديد براي مواد منتشره از اتاقک ظروف برابر با 10% تيرگي يا کدري رنگ و 95/0 کيلوگرم در تن از کل فلوريد است که قانون در آمريکا به توسط استاندارد هاي اجرايي منابع جديد تعيين شده است. استانداردهاي MACT (تکنولوژي بيشترين کنترل ممکن) براي موجود کل فلوريد با منابع متفاوت را از 95/0 تا 5/1 کيلوگرم بر تن آلومينيوم (بسته به نوع منبع) تعيين کرده است و نيز مواد منتشره POM از طرح احياي سودر برگ را نيزمحدود مي کند. استانداردهاي MACT براي کوره هاي پخت کربن موجود و جديد و آميختگي آنودي و فرايندهاي تشکيل در حال تدوين و اعمال است.
در امريکا، محدوديت هاي پساب در مورد ذوب آلومينيوم اعمال شد که مواد سمي و ديگر مواد آلاينده را کنترل کنند. اين محدوديت ها بر پايه ميزان توليد در هر کارخانه پساب زا استوار است. آلاينده هايي که در اين مقوله مشمول مقررات و قوانين قرار دارند عبارتند از بنزواپيرن، آنتيموان، نيکل، آلومينيوم،فلوريد، نفت و موادچرب، کل مواد جامد معلق و PH. منبع پساب براي آلاينده هايي که اين قوانين بر آنها اعمال مي شود، عبارتند از :
-کنترل آلودگي هواي مرطوب طرح هاي کاتد و آنود
-کنترل آلودگي هواي مرطوب طرح پخت آنود
-باز آوري کاتدي
-خنک کنندگي تماسي آجر زغالي وآنود
-کنترل آلودگي هواي مرطوب So پوشش ظروف
-کنترل آلودگي هواي مرطوب اتاق ظروف
-تعمير ظروف و خيساندن ظروف
کنفرانس بهداشت صنعتي دولتي آمريکا ميزان mg/m3 10 از TLV را براي فلز آلومينيوم و غبار آلومينا توصيه مي کند همان گونه که توصيه هايي براي آلودگي و مزاحمت مواد از نظر بيولوژيکي خنثي و واکنش ناپذير دارد. اين کنفرانس حدود پاييني را براي آلومينيوم و بخار لحيم و جوش آلومينيوم تعيين کرده است. اين غلظت با محدوديت اعمال شده براي مواد مزاحم با اندازه دانه در بازه ذرات تنفسي ساز گاز است.
آژانس هاي وضع قوانين سلامتي در استراليا، آلمان، هلند، سويد و بسياري از ديگر کشور ها غبار اکسيد آلومينيوم را ذرات مزاحم در نظر مي گيرند. MAK در اين مورد قانوني وضع نکرده است.
بررسي هاي اپيدمولوژيک تأييد مي کند که آلومينيوم و ترکيبات آن در بدن انسان ميزان سميت کمي را نشان مي دهد. ورود اين ماده به بدن چه از طريق گوارش يا تنفس باشد، آلومينيوم کمي به بافتها راه مي يابد. مقدار آلومينيوم بدن انسان بالغ برابر با 50150 ميلي گرم است. به علت ويژگي آلومينيوم که در همه جا يافت مي شود، در بسياري از غذاهايي که رژيم غذايي روزانه ما را تشکيل مي دهند، وجود دارد. ميزاني که از طريق دهان وارد مي شود بين کمتر از 1 تا 100 ميلي گرم در روز است. آلومينيومي که درظروف پخت و پز و نيز در بسته بندي مواد غذايي بکار مي رود، اهميت چشمگيري در ميزان طبيعي وارد شده آلومينيوم به بدن ندارد. بدون توجه به نحوه ورود آلومينيوم به بدن، بيشتر آلومينيوم جذب شده سيستماتيک از طريق ادرار دفع مي شود.
آلومينيوم به شکل ) OH )AL، براي ساليان متمادي به ميزان گسترده اي و در دز بالا بعنوان ضد اسيد استفاده مي شود و هيچ تأثير منفي آشکاري نداشت. هر چند که آلومينيوم بخاطر خواص سمي و زيانبار بر اعصاب شناخته شده است، اما چنين خواصي را در افراد معمولي نشان نمي دهد چون به آساني از بدن خارج مي شود. از سوي ديگر، براي افرادي که دچار بيماري هاي کليوي شده اند. مي تواند آثار سويي بر اعصاب داشته باشد و گاهي در افراد با مشکلات کليوي تحت دياليز اين آثار سوء رخ مي دهد.
نشانه هاي عمده عبارتند از : مشکلات گفتاري، زوال شديد عقل و حمله ناگهاني بيماري.
مقادير ناچيز آلومينيوم در آب مورد استفاده براي آماده سازي سيال دياليز مي تواند در بدن بيمار انباشته شود، چون کليه هاي آسيب ديده قادر به دفع آن نيستند. مسموميت آلومينيوم همراه با آثارعصبي در بيماران با ناکارايي کليوي که دياليز نمي شود نيز گزارش شده است که در اين بيماران ژل فسفاتي آلومينيوم دار بطور مرتب و طولاني بصورت خوراکي مصرف مي شود. بهمين صورت،نوزادان نورس با سيستم هاي کليوي نابالغ در نتيجه درمان و يا تزريق آلومينيوم زياد دچار مسموميت آلومينيوم مي شوند.
افرادي که مشکل کليوي دارند و ميزان سرم آلومينيوم آنها در نتيجه دياليز يا تجويز خوراکي ترکيبات آلومينيوم بالاست، در معرض خطر جدي نرمي استخوان قرار دارند که در آن نرم شدن استخوانها منجر به درد و افزايش احتمالي شکستگي و ترک خوردگي استخوانها مي شود.
هر چند آلومينيوم را همراه با بيماري آلزايمر مي دانند که حالت پيري و خرفتي نارس است،اما شواهد موجود تا به امروز نشان مي دهد که آلومينيوم در اين ميان نقشي ندارد.
نقش آلومينيوم - اگر هم که نقشي در اين ميان بازي کند- نقشي ثانويه نسبت به يک عامل اوليه ناشناخته است. بجز چند مورد استثنا، بيشتر مواردي که به مواجهه تنفسي انسان و حيوانات آزمايشگاهي با آلومينيوم و ترکيبات آن مي پردازند،نشان مي دهند که اين مواد بي ضررند.
با اين حال گزارش هايي دردست است که نشان مي دهد غبار اکسيد آلومينيوم عامل توليد فيبرينوژن هستند. آزمايشات بحراني و حساس مراجع مرکزي نشان مي دهد که شواهد براي مسيله فوق ناسازگار است وجور در نمي آيد و نيز با تغيير ترکيبات از خطر آن کاسته مي شود. مواردي از فيبروز ريوي را که به مواجهه با پودر آلومينيوم نسبت مي دهند، در کارهاي انجام شده گزارش کرده اند.
در بيشتر اين موارد، شرايط زيست محيطي ضعيف بوده، مواجهه با غبار شديداً بالا بوده، مواردي غير از آلومينيوم وجود داشته يا به وجودشان مشکوک بوده اند.
وضعيت اعتياد به سيگار افراد و تاريخچه کاري کارگران تحت تأثير قرار گرفته دردسترس نبوده است. انواع فيبروزهاي مشاهده شده سازگار بوده اند و يک مورد از کل 48 مورد از ژاپن و بقيه از اروپا بوده است و هيچ موردي از آمريکاي شمالي گزارش نشده است هر چند که کارخانه هاي توليد مشابهي در همين باره زماني در آمريکاي شمالي مشغول بکار بوده اند. يک حالت غير عادي فيبروز ريوي در کارگراني که در طي ساخت غبار آلومينيوم ريز دانه (پودر پيرو) که مورد استفاده مواد منفجره و آتشبازي است، گزارش شده است. در ابتدا در طي جنگ جهاني دوم و پس از آن در آلمان گزارش شد و بعد ها توسط انگليس نيز گزارش شد، اما آمريکاي شمالي چنين چيزي را گزارش نکرده است. اين مشکل را مربوط به روشهاي توليد مي دانند که در آن پودر آلومينيوم با يک روان ساز پوشانيده مي شود تا مانع از اکسيداسيون آني و سريع آن شود. روان سازهاي سنتي مورد استفاده براي اين منظور اسيد استياريک بود که اسيد چربي است که با آلومينيوم واکنش داده،استيارات آلومينيوم پايدار توليد مي کند.
فيبروز تنها در افرادي بروز مي کند که در معرض آلومينيوم فلزي پوشيده با روغن هاي کانيايي قرار گرفته اند. روغن هاي کانيايي بر خلاف اسيد استياريک با آلومينيوم واکنش نمي دهد و مي توان به راحتي آنها را زدود.
در پي تنفس، ذرات پوشيده با روغن کانيايي توسط ماکروفاژهاي حبابي خورده مي شوند که پوشش روغن کانيايي را پاک مي کنند و به آلومينيوم اجازه اکسيد شدن داده، آسيب هاي ريوي را ايجاد مي کنند که منجر به فيبروز مي شود. زمان مواجهه با اين بيماري 6 تا 23 سال و بطور ميانگين 12 سال بود.
اين بيماري ريوي از زماني که روش توليد حدود 20 سال پيش تغيير کرد، ديگر گزارش نشده است. مطالعه بر روي 125 نفر از کار کنان کارخانه پودرکوبي در آمريکا، هيچ نشانه از فيبروز را نشان نداد. گذشته از اين، تجويز دز هاي بالاي پودر آلومينيوم براي درمان که از طريق تنفس انجام مي شود، در دوره 30 تا 50 هفته اي هيچ تأثيري مشخص را در بيماران سيليکوزي در پي نداشته است.
گزارشي در 1973 نشان داد که مشکل ناشي از استنشاق پودر آلومينيوم فلزي در حيوانات آزمايشگاهي که منجر به فيبروز ريوي در آنها شده است به موازات آزمايشات کلينيکي در آمريکا انجام شده است، اما براي بروز فيبروز ريوي خيلي خطرناک در انگلستان در نتيجه استنشاق پودر پيرو آلومينيوم ندارد. در کل دنيا، هيچ موردي از سال 1962 از اين حالت گزارش نشده است.
در 1947 مواردي از فيبروز ريوي را به مواجهه با بخار اکسيد آلومينيوم نسبت مي دادند. بررسي هاي بعدي، حضور سيليکات در اين غبارها را نشان داد. سيليکات را امروزه به عنوان عامل اصلي چنين بيماريي مي دانند. قرار دادن ريه ها در معرض تقريباً تمام انواع اکسيد هاي آلومينيوم ( آلومينا) هيچ تأثير منفي اي در پي نداشته است. با اينحال، يک شکل آلومينيوم انتقالي خاص يا فرم گاما از تزريق درون ناي در حيوانات موجب فيبروز ريوي شده است. اما پس از تنفس چنين حالتي پيش نيامد. در کل، آلومينا در توليد آلومينيوم بندرت ايجاد مي شود و نگراني دست اندر کاران بهداشت حرفه اي را بر نمي انگيزد. در انسان، هيچ شاهد سيستماتيکي وجود ندارد که بوکسيت يا آلومينا موجب فيبروز ريوي مي شود. بررسي مرگ تقريباً 6000 نفر از کارگران کارخانه ذوب آلومينيوم، هيچ مرگي را مربوط به فيبروز ندانست، هر چند که مرگ و مير ناشي از ديگر بيماري هاي تنفسي افزايش يافته بود.
در کارگران پالايش بوکسيت، خطر تغييرات انسداد ريه افزايش يافته بود که با برونشيت صنعتي ناشي از مواجهه با غبار سازگار بود، اما تاثيرآن کمتر از آن بود که به دود نسبت داده شود. گذشته از اين هيچ يک از مطالعات انجام شده بر روي کارگران کارخانه ذوب آلومينيوم شواهدي را از مشکلات تنفسي محدود کننده، کاهش ارتباط با مسايل ريوي يا نيوسيس در پرتو نگاري با اشعه ايکس از قفسه را نشان نداده است.
مطالعات جامع و قابل توجهي در طول چند سال اخير براي به حداقل رساندن خسارات و زيان هايي كه در ارتباط با معدنكاري بوكسيت و توليد آلومينا و آلومينيم است انجام گرفته است. بوكسيت به خودي خود زيان قابل توجه و خاصي براي سلامتي انسان و ساير حيوانات ايجاد نمي كند و تنها معدنكاري اين ماده معدني است كه تغييراتي را در سطح ايجاد مي كند و در اكثر موارد باطله برداري و برداشت ذخيره آن از عمده ترين مسايل زيستمحيطي در ارتباط با بوكسيت است. اين مسأله در مورد بوكسيت هاي غيرمتالورژيكي حادتر و بيشتر است و از آنجايي كه اين نوع بوكسيت نسبت هب نوع متالورژيكي ارزش و قيمت بيشتري دارد، معمولاً معادن بزرگتر و گسترده تري دارد و مقدار باطله برداري معمولاً در اين معادن بيشتر است. معمولاً در اكثر معدنكاري هاي بوكسيت در پيت به وجود آمده در معدن درياچه هاي مصنوعي به وجود مي آيد كه آلودگي اين درياچه ها مي تواند سبب آلودگي آب هاي زيرزميني شود. مسايل زيست محيطي در توليد مواد معدني به حدي تاثيرگذار است كه هزينه هاي مربوط به آن كه منجر به افزايش هزينه توليد مي شود، يكي از دلايـل اصلي كاهش توليد بوكسيت در اروپـاي غربي شده است. لازم به توضيح است كه در
اين منطقه قوانين و مقررات زيستمحيطي روز به روز در حال سختتر شدن است.
برگرفته ازسایت":http://www.ngdir.ir/minemineral/PMineMineralChapterDetail.asp?PID=4187
- برای ارسال نظرات وارد شوید


